تبلیغات
راز دل - اینشتین به ارایشگرش چه گفت
 
درباره وبلاگ


کارشناسی ارشد سناباد

مدیر وبلاگ : حمید محمدپور
نظرسنجی
آیا شما در مورد مسائلی كه در اطرافتان در جریان است می اندیشید؟








آیا شما در مورد مسائلی كه در اطرافتان در جریان است می اندیشید؟








آیا شما در مورد مسائلی كه در اطرافتان در جریان است می اندیشید؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
راز دل
دکتر طاهری:فکر کنید، مدرسه ،دانشگاه ، و همه درسها و استادها تنها به دنبال این هستند که به ما فکر کردن را بیاموزند




انچه در مقدمه می خوانیم :
می دانم به چه فکر می کنید . می پرسید که  « مگر اینشتین ارایشگر هم داشت؟ »
عکس هایش را دیده اید؟ درست است ؛ و کاملا اشکار است که این مرد بزرگ برای پروراندن محتویات درون کله اش وقت بسیار بیشتری صرف می کرد تا چیزهای بیرون کله اش.

اما درون مایه این کتاب درباره ی ارایشگران نیست و حتی مطلب زیادی راجع به اینشتین هم در ان نخواهید یافت. این کتابی است با مضمون گپ و اختلاط علمی،از ان نوع چیزی های که می بایستی اینشتین درباره ی انها با ارایشگرش گفتگو می کرد
چیزهای ساده ای که ممکن است در نظر این دانشمند بزرگ از بدیهیات بوده باشد. اما دیگران در هنگام روبه رو شدن با ان ها به سرگیجه بیفتند و شگفت زده شوند.
این کتابی درباره ی حقایق و امور مسلم نیست،پاسخ به پرسشهای از این دست که « چه کسی ... را کشف کرد ؟ »« بزرگترین ... چیست؟ » « چند تا ... وجود دارد؟» یا « یک ... چیست ؟ » را در این کتاب نخواهید یافت. این ها انواع چیزهای نیستند که توده ای مردم می خواهند بدانند...

برخی از سوال های جالبی که در این کتاب پاسخ انها را خواهید یافت :

اگر در اسانسوری باشیم و ان اسانسور شروع به سقوط به سوی انتهای مجرای اسانسور کند ، ایا می توانیم در اخرین لحظه به بالا بپریم و اثر سقوط را خنثی کنیم ؟
اگر رطوبت هوا به صد در صد برسد غرق می شویم ؟
اگر بتوانیم با سرعتی بیش از سرعت صوت اتومبیل برانیم ، ایا هنوز هم می توانیم رادیو گوش کنیم ؟
سرنوشت گلوله های که به سمت اسمان شلیک می شوند ( تیر هوایی ) چه می شود ؟
و ده ها سوال دیگر از این دست که می تواند برای علاقه مندان به علم و کتابخوانی بسیار جالب باشد.




نوع مطلب : کتاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 17 بهمن 1389 :: نویسنده : جواد بهروزی
چهارشنبه 11 اسفند 1389 16:04
جواد جان عالی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر