تبلیغات
راز دل - آیا كلبه شماهم در حال سوختن است؟
 
درباره وبلاگ


کارشناسی ارشد سناباد

مدیر وبلاگ : حمید محمدپور
نظرسنجی
آیا شما در مورد مسائلی كه در اطرافتان در جریان است می اندیشید؟








آیا شما در مورد مسائلی كه در اطرافتان در جریان است می اندیشید؟








آیا شما در مورد مسائلی كه در اطرافتان در جریان است می اندیشید؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
راز دل
دکتر طاهری:فکر کنید، مدرسه ،دانشگاه ، و همه درسها و استادها تنها به دنبال این هستند که به ما فکر کردن را بیاموزند




تنها بازمانده یك كشتی شكسته توسط جریان آب به یك جزیره دورافتاده برده شد، با بی قراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از كمك بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد. درآخر ناامید شد و تصمیم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلک بسازد تا از خود و وسایل اندكش بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین كنی؟»

صبح روز بعد او با صدای یك كشتی كه به جزیره نزدیك می‌شد از خواب برخواست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.

مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید كه من اینجا هستم؟»

آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!»

آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه به نظر می‌رسد كارها به خوبی پیش نمی‌روند، اما نباید امیدمان را از دست دهیم زیرا خداوند همواره در زندگی ماست، حتی در میان درد و رنج.

دفعه آینده كه كلبه شما در حال سوختن است به یاد آورید كه آن شاید علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.

برای تمام چیزهای منفی كه ما به خود می‌گوییم، خداوند پاسخ مثبتی دارد:

تو گفتی «آن غیر ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه چیز ممكن است»،

تو گفتی «هیچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،

تو گفتی «من بسیار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،

تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»،

تو گفتی «من نمی‌توانم مشكلات را حل كنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدایت خواهم كرد»،

تو گفتی «من نمی‌توانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر كاری را با من می‌توانی به انجام برسانی»،

تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پیدا خواهد كرد»،

تو گفتی «من نمی‌توانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را ‌بخشیده ام»،

تو گفتی «من می‌ترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،

تو گفتی «من همیشه نگران و ناامیدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هایت را به دوش من بگذار»،

تو گفتی «من به اندازه كافی ایمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به یك اندازه ایمان داده ام»،

تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نیستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،

تو گفتی «من احساس تنهایی می‌كنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترك نخواهم كرد».

Do Shmahm hut is burning?

 

Finally it was hopeless and decided that a small shack outside to make their tricks and tools to better protect Andksh, one day after returning from the search of food, the little house was in flames, the smoke was gone to heaven, sad shouted: "How could God reveal this to me?"

 

The next morning he could sleep with the sound of a ship near the island rose, it would come to save him.

 

Man rescued from Dhndgansh asked: "I notice that I am here?"

 

They answered and said: "We have sent smoke signals, we saw!"

 

It was easy to get discouraged when it seems things do not go well, but we should not lose hope because God is always in our lives, even in the midst of suffering.

 

The next time your hut is burning to remember that it is perhaps a sign calling for God's mercy.

 

For all the negative things we say to themselves, God has a positive answer:

 

You said "it is impossible," he answered, "everything is possible",

 

You said, "Nobody really loves me not," he replied, "I love you"

 

You said "I am very tired," he replied, "I'll comfort you"

 

You said "I can not continue," he replied, "My grace is sufficient"

 

You said "I do not solve problems," he replied, "I will conduct my steps,"

 

You said "I can not do it," he replied, "I do everything I can to deliver",

 

You said you "it's not worth it", he replied, "it will find value,"

 

You said you "can not forgive me," he replied, "I forgive you"

 

You said "I am afraid," he replied, "I've left my timid soul"

 

You said "I'm always worried and disappointed", he replied, "Let all your worries to my shoulders,"

 

You said "I do not have enough faith," God replied, "I've given everyone a measure of faith"

 

You said "I'm not smart enough", he replied, "I have given you wisdom"

 

You said "I'm lonely," he replied, "I will never forsake you."

منبع: نامشخص 

 متشكرم...





نوع مطلب : فکر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1 اسفند 1390 :: نویسنده : حمید محمدپور
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر