تبلیغات
راز دل - سیرِ قحطی زده یعنی من
 
درباره وبلاگ


کارشناسی ارشد سناباد

مدیر وبلاگ : حمید محمدپور
نظرسنجی
آیا شما در مورد مسائلی كه در اطرافتان در جریان است می اندیشید؟








آیا شما در مورد مسائلی كه در اطرافتان در جریان است می اندیشید؟








آیا شما در مورد مسائلی كه در اطرافتان در جریان است می اندیشید؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
راز دل
دکتر طاهری:فکر کنید، مدرسه ،دانشگاه ، و همه درسها و استادها تنها به دنبال این هستند که به ما فکر کردن را بیاموزند




       دلم می خواهد گرسنه باشم. گرسنه غذا خوردن، گرسنه پیاده روی تا سرِ خیابان برای خریدن روزنامه. گرسنه خواندن یک کتاب معمولی در اواخر شب. گرسنه بوی عطرها و پارچه های رنگارنگ.

دلم می خواهد گرسنه باشم. گرسنه ی حتا نان های مانده وسط سفره. بیسکوئیت های کم طرفدار ساقه طلایی و شیر یارانه ای که همیشه در بغل یخچال می ماند، ترش می شود و کسی نگاهش نمی کند.

گرسنگی اتفاق بزرگی ست وقتی اکثر آدم ها سیرند. سال هاست سیر شده اند و این سیر شدن دارد آن ها را نابود می کند. سیر که باشی دستت نمی رود برای پر کردن یک لیوان از چای! سیر که باشی آدم ها جلویت بی رنگ و بو می شوند. تو آدم ها را کمتر دوست خواهی داشت؛ آدم هایی که زیبا نیستند، آدم های با ماشین های کوچک و کیف پول های کوچک. سیر که باشی نقشه شهرت را خط کشی می کنی و معلوم می کنی از کجات تا کجایش برای آدم های مثل خودت است و لعنت بر کسی که پایش از خط بیرون بزند از غذا خوردن سیر می شوی. از دیدن زیبایی و از اتفاق های شاد ِ هرچند کوچک سیر می شوی. به زبان آوردنش دردناک است اما گاهی از زندگی کردن سیر می شویم حتی.

سیری آدم ها را ازمان می گیرد چه برسد به غذاها و رستوران های درجه دوی دنج. سیری آدم را بی خاصیت می کند و موجودی می سازد که هیچ چیز او را به وجد نمی آورد، هیچ چیز او را وادار نمی کند که پرده را کنار بزند، پنجره ها را باز کند و به پاهای خشکش تکان های مختصری بدهد.

گاهی گرسنگی آدم را عاشق می کند. باور نداری؟ باید گرسنه باشی تا بتوانی به همه عشق بورزی و دوستشان داشته باشی. دلم گرسنگی سیری ناپذیر می خواهد. دلم می خواهد دوباره عاشق بشوم. دلم می خواهد چشم هایم را، چشم های سیرم را برای ابد ببندم.

و چه نعمت بزرگی ست این گرسنگی!

گرسنگی اتفاق بزرگی ست وقتی اکثر آدم ها سیرند.

I feed the starving

 

       I will be hungry. Feeding the hungry, hungry, walking up the street to buy a newspaper. Hungry late at night reading a regular book. Hungry, the smell of perfumes and colorful fabrics.

 

I will be hungry. Even the bread remains the center of the table hungry.

 

Hunger is a great place Syrnd When most people. Garlic and garlic has for years been destroying them. That you will not be enough to fill a cup of tea! If enough people where you're going to be colorless and odorless. People will love you less; people who are not beautiful, people with small cars and small purse.Seeing the beauty and lively place, however, show little garlic. Painful, but sometimes life is no easy way to get even garlic.

 

Azman's journey takes them, let alone both at meals and cozy restaurants.

 

I love Adam's hunger. Do not you agree? You must be hungry to be able to love and be loved. I will insatiable hunger. My heart wants to be loved again. I will make my eyes, close my eyes Syrm for eternity.

 

This is a great blessing and hunger!

 

Hunger is a great place Syrnd When most people.

منبع: نامشخص 

 متشكرم...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 12 اسفند 1390 :: نویسنده : حمید محمدپور
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر